X
تبلیغات
رایتل
29 بهمن 1392
رنگ بپاچ به زندگیت...

وقتتو با آدمای بیخود تلف نکن. فیلم ببین. کتاب بخون. فرانسه یاد بگیر. وقتتو با آدمای بی مایه نگذرون. یه هنری شروع کن. ویلن یاد بگیر. استعدادتو کشف کن. فقط، لطفا، هیچکسو بیشتر از خودت دوست نداشته باش.

یه کسایی اشتباهی میان تو زندگی آدم که ارزششو ندارن، خودتو حرومشون نکن.


ذهن مازوخیست

24 بهمن 1392
البته مال قدیما بود

یه روز یکی از دوستان که هم منو تو نت میشناخت هم تو واقعیت بهم گف میخوام یه وبلاگ بزنم مثل تو فقط توش چرت و پرت بنویسم.

من که اصلا هم ناراحت نشدم!


پ.ن: من تو این وبلاگ چرت و پرت مینویسم؟ چرت و پرت مینویسم؟ مینویسم؟! (آیکون جیگر)



ذهن مازوخیست

20 بهمن 1392
خراش روی اعتماد قابل ترمیم نیست...

متن ندارد. فقط عنوان، و پایان ماجرا...


پ.ن: برای مخاطب خاصی که دیگه خاص نیست... اشکالی نداره. لیاقت منو نداشت. من خوبم :)



پ.ن: با اینا بدجور ارتباط برقرار کردم. می فهممشون.   1   &   2  (لینک ها عوض شدند)


ذهن مازوخیست


7 بهمن 1392
بوسه هایی با طعم چایی

هر جفت لیوان چایی که یخ شده، یه دنیا حرف از دلیل یخ شدنش داره. میشه از روی هرکدومشون یه کتاب، یه فیلم عاشقونه ساخت...

برای جفت لیوانای چایی، ارزش قائل بشیم.

2 بهمن 1392
از اون قسمتهاییه که تحت سیطره هیچ نیرویی در نمیاد

حالا شاید بی ادبی باشه ولی به هر حال سوال پیش اومده دیگه. اینایی که مدیتیشن و یوگا و اینا کار میکنن تا بر اجزای بدنشون مسلط باشن و از این حرفا، رو خایشون هم میتونن تسلط نسبی پیدا کنن؟ یعنی میتونن تیکونش بدن یا کجو وجش کنن؟!

هر کی تونست بیاد بهم یاد بده!