شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
22 اسفند 1389
ممنوعه جات

این یکی از اون مطالبی بود که هیچ نشریه ای حاضر به چاپش نشد!

---------------

چهارشنبه سوری بدون خطر

 

هر ساله از یک هفته مانده به چهارشنبه سوری، جشنواره ی سینما وحشت از رسانه ی به شدت ملی شروع می شود و هی چپ و راست فیلم های ترسناکی از دست و پای بریده شده و سر و تن آتشی نشان می دهند. البته این نکته قابل ذکر است که رسانه ی مذکور در همان روز چهارشنبه سوری، از ساعت دو بعد از ظهر تا دو نیمه شب یکهو سیاست های کلی اش را عوض می کند و جدیدترین و مهیج ترین فیلم های دنیا را نشان می دهد. البته باید خاطر نشان کرد که نشان دادن فیلم های روز در این روز، فقط و فقط به خاطر تغیر مزاج بیننده است و نه چیز دیگر!

حالا اگر این روش جواب نداد و ملت باز هم مشتاق بودند که به خیابان بروند و سرخ به خانه برگردند (به خاطر سرخی ای که از آتش می گیرند البته! سوء تفاهم پیش نیاید) باید تدابیر خاص دیگری در نظر گرفت زیرا خطر همواره در کمین است و ممکن است خدایی نکرده آسیب های جدی ای به جاهایی وارد شود. بنابراین به خاطر همین موضوع (فقط و فقط همین موضوع!) شاهد آن هستیم که در شب چهارشنبه سوری، با تجمع های بالای یک نفر برخورد می شود و ترکاندن هر چیزی (حتی آدامس) هم ممنوع است و هر طرفی که نگاه کنید می بینید کسی هست که با چهره ی مهربان و لبخندی بر لب به شما پیشنهاد بدهد تا کاملا سرخ و قرمز نشده اید زودتر برگردید به خانه هایتان!

به هر حال نگرانند و ما نگرانیشان را کاملا درک می کنیم!

13 آبان 1389
252 #نشریه ای به نام ملس

بنا به پیشنهاد یکی از دوستان که در نشریه ی نوپایی به نام ملس فعالیت می کنه، یک مطلب دادم که فکر نمی کردم چاپ شه. ولی چاپ شد. از جسارتشون خوشم اومد. تو مملکتی که انقدر رو نشریات طنز فشار هست که مجله ای مثل گل آقا هم نمی تونه دووم بیاره، انتشار این نشریه خیلی جرات می خواد. البته تموم کاراش با حوزه هنری مازندرانه که انصافا شهامت این حوزه رو در این حوزه(!) نباید نادیده گرفت. این شماره، شماره ی دوم دوماهنامه ی ملس بود که من با اسم مستعار (پوژاگ) توش نوشتم. خودم می دونم اسمم شبیه اسماییه که رو سگها میزارن ولی یهو همچین چیزی به ذهنم رسید! این شماره رو اینجا برای دانلود هم گذاشتم.

----------------------------------------------

یک لیتر حلزون


با توجه به نیاز روز افزون جامعه ی امروزی به فناوری اینترنت و لزوم توسعه  آن به منظور ایجاد شهروند الکترونیکی و با توجه به بیانات ارزشمند وزیر ارتباطات که خطاب به سردار رویانیان فرموده بودند: «هر چه می توانید به گران شدن بنزین کمک کنید چرا که این امر باعث می شود مردم به اقدامات دولت الکترونیک روی بیاورند» نشان دهنده ی این اصل است که ایران ِ امروز، نیاز مبرم به تجهیزات اینترنتی دارد. اما سوال اینجاست که کاربر اینترنت در ایران، سرعت 128 یا 256 یا اصلا 512 کیلو بایت بر ثانیه را کجای دلش قرار بدهد؟! (البته این نهایت سرعت بود و واقعا خجالت می کشم به سرعت dial up که 64 است و اگر ترافیک باشد کمتر از این هم می شود اشاره کنم!)

 

به این منظور گفتگویی داشتیم با یک مقام آگاه که توجه شما را به آن جلب می کنیم

 

 

سوال اول: اصولا چطور شد که همچین چیزی به فکرشان رسید؟

 

مقام آگاه: سوال بعدی

 

سوال دوم: بله، غرض از مزاحمت اینکه ما سرعت 128 یا 256 یا اصلا 512 کیلو بایت بر ثانیه اینترنت را کجای دلمان بگذاریم؟

 

مقام آگاه که سعی دارد مهربان باشد: باید خوشحال باشیم که همین قدر هم داریم وگرنه کره ی شمالی انقدر هم ندارد!

 

سوال دیگر: بله ما خیلی از فهمیدن این موضوع خوشنود شدیم ولی یک ندایی به ما می گوید که چرا وزیر محترم ارتباطات کاری نمی کند که سرعت اینترنت در ایران رتبه ای بهتر از 144 جهانی را دارا باشد که مردم مشتاقانه از دولت الکترونیکی استفاده کنند

 

همان مقام آگاه که خونسردی اش را هی حفظ می کند: البته خوب است که نیمه ی پر لیوان را ببینید و ذکر کنید که سرعت اینترنت در ایران از کشورهایی مانند مالی و گواتمالا و زیمباوه بیشتر است!

 

سوال به چالش کشنده: البته ما هم حفظ آبرو کردیم و جسارتاً نگفتیم  که رتبه ی 144 بین 152 کشور بود!

همان مقام آگاه که نیمه عصبانی شده: حتما در ادامه هم می خواهید بگویید سرعت اینترنت ما از کشورهایی مانند ونزوئلا و عراق و بولیوی و کاپلاس(!) هم کمتر است!

سوال صلح طلبانه: البته ما قصد آبروریزی نداریم بلکه فقط می خواهیم -اگر جسارت نباشد- به وزیر ارتباطات عرض کنیم که راهکار بهتری پیدا کنند!

مقام آگاه کاملا عصبانی: حالا که اینطور شد سرعت اینترنت همینی که هست می ماند، بنزین هم گران می شود، کاربران هم  چشمشان کور موظفند شهروند الکترونیکی بشوند! تمام.

15 مهر 1389
237 #ممنوعه جات(1)

اصولا در سیاست یک چیزهایی به ما ربط دارد، یک چیزهایی به ما ربط ندارد. در چیزهایی که به ما ربط ندارد فضولی نمی کنیم و در چیزهایی که به ما ربط دارد دخالت نمی کنیم! اصلا ما را چه به مسائل سیاسی؟ مثلا به ما چه ربطی دارد که (ایران 40 میلیون یورو به زیمباوه به منظور افزایش تولید برق و کاهش سهمیه بندی و جیره بندی برق کمک کرد) اینها به ما چه ربطی دارد؟ با توجه به اینکه این مسائل به ما مربوط نیست و ما هم هیچ ادعایی در این زمینه نداریم، صحبت یک شهروند فهیم و آگاه به مسائل سیاسی را به نمایندگی از تمام شهروندان می شنویم.

یک شهروند آگاه و فهیم: (ما تشکر می کنیم به خاطر اینکه این پول به دلار نبود و به یورو بود و یک بار دیگر آمریکای جهان خوار خیط شد و بعدش نابود شد!)

البته من باید به سهم خودم بگویم کمک به این برادر تازه متولد شده –زیمباوه- بسیار خوب است. ما که بخیل نیستیم. کمبود برق هم که خدا را شکر نداریم. اصلا گیریم به خاطر گرمای بی سابقه، کمبود برق پیدا کردیم و مجبور شدیم به خاطر پلکانی کردن برق، مردم را مجبور کنیم سه یا چهار برابر پول برق همیشگی را بدهند. اشکالی ندارد. حتی اگر کمبود برق هم پیدا کردیم اشکالی ندارد. کاری ندارد که، دو روز مملکت تعطیل باشد برق تامین می شود به چه خوبی! تازه، بعد از تعطیلات، تجار هم با انرژی بیشتری به کارشان ادامه می دهند!

همه ی اینها درست ولی من حرف دیگری دارم. شاید این موضوع برای کسی مهم نباشد ولی من به شخصه به این کار ایراد می گیرم! بنده اعتراض می کنم! بله، درست شنیدید! من، در اینجا، رسما جان بر کف می نهم و فریاد می زنم این چه بی عدالتی است؟ آخر چرا این همه پول را به زیمباوه دادند و به ونزوئلا یا اصلا به کومور ندادند؟! مگر خون زیمباوه ای ها سرخ تر است؟ مردم ونزوئلا در گرما بمانند ولی مردم زیمباوه نمانند؟! این بی عدالتی را به که گویم؟ خواهشمندم مسئولان به گفته ی این کمترین توجه کنند و فکری هم برای تامین برق کشورهای دوست و رفیق و برادر ونزوئلا و کومور و دو سه تا کشور همیشه در صحنه ی دیگر هم کنند و به این وضعیت رسیدگی کنند.