X
تبلیغات
رایتل
12 تیر 1394
دختر درونم پریوده

هرچقدر بخوام به خودم تلقین کنم که همه چی خوبه، ولی تو حال بد این روزام تاثیری نداره

یک نیروی ناشناخته منو به بالشم چسبونده و لب‌هام رو به هم قفل کرده

عجیبه. اصلا دلیلشو نمی‌دونم. هرچیزی که فقط یک دلیل نداره. ولی هیچکدومش به ذهنم نمی‌‌رسه

علم روانشناسی خیلی ناقصه. هنوزاسمی رو این پدیده نذاشته

شاید به خاطر اینه که جنس زن همیشه جذابیت بیشتری برای روانشناسا داشته

18 خرداد 1394
یک برخورد کوتاه

شرکت کن در رویای امشبم

به افتخارت دنیای جدیدی ساخته‌ام...

31 اردیبهشت 1394
کلی حرف دارم!
5 اردیبهشت 1394
گاهی به آسمان نگاه کن

بزرگ‌ترین درسی که از کارتون (گوریل انگوری) یاد گرفتم این بود که بعضی وقت‌ها ممکنه انقدر غرق تصاویر کوچیک جلوی چشام بشم که چیزای خیلی بزرگ و ارزشمند رو نبینم.


اشتباهی که خیلیا مرتکبش می‌شن.

31 فروردین 1394
عادت

حتی اگه مطمئن باشم فردا آخرین روز زندگیمه


باز هم قبل خواب مسواک می‌زنم...

25 فروردین 1394
دیگه چه فرقی می‌کنه؟

نماز، روزه، حج،...


اینا همه ظاهره


مهم اینه دلمون با خدا باشه


که نیست...

22 فروردین 1394
فرصت طلب

لعنت به ثانیه‌هایی که باعث می‌شن تصمیم اشتباه بگیرم. لعنت به ثانیه‌هایی که فقط یک لحظه‌ان اما ثانیه‌های زیادی رو در حسرت خودشون می سوزونن. این ثانیه‌ها فرزند ناخلف زمان هستن.

مشکلم اینه که فکر می‌کنم همه آدمایی که باهاشون برخورد می‌کنم مثل خودم باملاحظه هستن.

تقصیر خودمه, بعضی وقتها زیادی محترمم.

15 فروردین 1394
وجدان...

هر کجا که هستید

آن مکان مجهز به دوربین مدار بسته است


با احترام؛ خدا

29 اسفند 1393
آرزوی یه سال خوب در انتظار خودت و عزیزات

فکر کنم دارم میرم طولانی ترین مسافرت زندگیم. نه قرار نیست بمیرم. چرا همیشه فیلسوفانه فکر می کنین! دارم میرم جنوب. نه خیر آقا راهیان نور چیه. قراره برم قشم. تا آخر تعطیلات. انقدر میرم که جلومو بگیرن. تا قشم رو میرم اگه اجازه دادن امارات و عربستان و یمن و از اونجا با کشتی برم اروپا!

به فکر همتون هستم


تکمیلی:

مازندران-سمنان-اصفهان-یزد-کرمان-هرمزگان-بوشهر-کهکیلویه و بویر احمد-چهارمحال و بختیاری-اصفهان-قم-تهران-البرز-مازندران! نصف ایران رو رفتم دیگه. خوب بود. خوش گذشت!


خلیج فارس ازم خواست عکس دونفره بگیریم

24 اسفند 1393
در روزهای آخر اسفند... در نیمروز روشن...

دارم فکر می‌کنم امسال چند تا روز خوب داشتم. چند روز بودن که وقتی بهشون فکر می‌کنم وجودم از یه شوق ناشناخته و مبهم پر می‌شه. از این سیصد و خوردی روزی که فرصت داشتم، فرصت شادی، فرصت متفاوت بودن، چند روزش رو دوست دارم زنده بشه. زنده بشه و اون روز رو دوباره زندگی کنم. با ناراحتی باید بگم فکر نمی‌کنم خیلی زیاد باشه. چه بد... غمگین مثل صدای فرهاد.


اما دو روز جادویی باعث شد اسفندم مثل همیشه دوست داشتنی باشه. و سال رو طوری به پایان ببرم که دوست دارم. یه سفر دو روزه به تهران. با کلی خاطرات خوب. با یه دوست فوق العاده :)


اینم گزارشم:

اگه مسیرتون به خیابون جمهوری خورد، به هیچ عنوان بستنی شکلاتی‌های کافه نادری رو از دست ندید. به همون اندازه که تو تصویر مشخصه خوشمزه بود و به همون اندازه که از کافه نادری تعریف می‌کنن، فضای دلچسبی داشت. +


مگه میشه پارک ایرانشهر رو از دست داد؟! با اون صدای کلاغ‌هاش، با سالن‌های تئاترش و با گالری‌های معرکش. (عکس حذف!)


هر جایی که می‌شد با پا رفت، رفتیم! با تشکر از ساق‌های پاهای عزیزمون! +


خیلی خوب بود. اگه به خاطر کارم نبود بیشتر میموندم. ولی خب همه چیزای خوب باید تموم شن دیگه. این قانونشه. راضیم به این خاطرات جدید.

برای همتون، همه‌ی همتون روزهای آخر اسفند خوبی آرزو می‌کنم. به همین خوبی :-)

10 اسفند 1393
اسفند دوست داشتنی من

احساس رها شدن رو شن‌های گرم

دیدن آبی دریا با پلک‌های بسته

وقتی موج‌ها نسیم دلچسب رو با خودشون میارن و

می‌زنن به وجودم

خورشید هم دوست داشتنی‌تر از همیشه لبخند می‌زنه

دارم حسش می‌کنم

احساس ناب آخر اسفند رو



خدایا؛ لاستیک نجاتتو بنداز واسم...

 

25 بهمن 1393
هنوز خوابم میاد...

همه تنبلای عالم کاراشونو می‌ندازن هفته بعد، ماه بعد، سال بعد، من یه سری کارامو گذاشتم واسه زندگی بعدیم.


12 بهمن 1393
ترک شماره 2

+ به نظرت من عاشق کدوم آهنگشم؟

      - اوووم... ترک شماره دو

+ نمی‌دونم ترک شماره دو کدومه. ترتیبشو که حفظ نمی‌کنم. اسمشو بگو

      - هر چیزی یه جایی داره. جای چیزا رو نباید یادت بره!

+ خب یه خوردشو بخون

      -  کاورش تو داشبورده. ببین خب


با هیجان ناب مخصوص خودش که عاشقشم داشبورد رو باز می‌کنه، کاور آلبوم سلول شخصی رضا یزدانی رو درمیاره، رو جلدش ترک شماره 2 رو پیدا می‌کنه. آهنگ قدیمی.


      + واای، از کجا می‌دونستی؟!

      - می‌خوای بشنویم؟

+ با صدای بلند...

بی‌خیال این حوادث راضیم به تو به رویا

به یه فنجون قهوه داغ پشت میز کار فردا

پی آهنگ قدیمی که با سوت خوب می‌زدم من

...................................................

راضیم به اینکه با هم فیلمای خوبی رو دیدیم

کتابای خوب خوندیم، موزیکای خوب شنیدیم

خودمو ادامه می‌دم تو کیوسک نبش رویا

با یه چاقو توی کتفم راضیم از این قضایا

راضیم به تو به رویا...


تو رویام سناریو شکل می‌گیره. دقیقا مث سناریوی ترک شماره 4 آلبوم خاطرات مبهم. این شبا که تنهایی بی‌هدف می‌رونم تو خیابونا. به یاد یه چیزایی...

مطمئنم اونم هر جایی که باشه، با هر کی که باشه، وقتی این آهنگ رو با گوشاش بشنوه، یاد من، یاد اون شبا میفته...

26 دی 1393
آهـنـــگـــرافـی (مرور خاطرات من)

بعضی صداها و آهنگا هستن که صرفا یه موسیقی آرامش بخش یا هیجان انگیز نیستن. شدن یه قسمت از زندگیم. دیگه اون آهنگ یا صدا منو میبره به گذشته. این خواننده‌ها رو لیست کردم واسه خودم. احساس می‌کنم بهشون یه جورایی مدیونم.


از وقتی یادم میاد تا اول ابتدایی:  حبیب محبیان- داریوش اقبالی (چون داریوش اونموقع‌ها معتاد بود پدرم نمی‌ذاشت آهنگاشو گوش کنم  و طرفدارش باشم!)

دو سه سال اول ابتدایی: دِ بویز –  سیاوش صحنه (سیاوش شمس) (وقتی آهنگای قدیمیشونو گوش میدم یه هیجان عجیب بچگونه میاد سراغم که عاشقشم)

دو سه سال آخر ابتدایی: حبیب محبیان – فریدون فروغی (به شدت طرفدار حبیب بودم. تموم متن شعراشو تو یه دفتر سبز رنگی که داشتم می‌نوشتم. حتی اونایی رو که نمی‌فهمیدم!)

دوران راهنمایی: شهیار قنبری (بت من بود. دیوانه وار دوسش داشتم. هنوز هم دارم. الان که آهنگاشو گوش میدم یاد تمام خاطرات خوب دوران بیخیالی راهنمایی میفتم. با این ترانه برگردیم... به هفده سالگی من...)

اول دبیرستان – دوران اولین دوست دختر رسمی‌ام: رضا صادقی – هایده (اونموقع‌ها موبایل که نبود. غروبا تو اتاقم انقدر رضا صادقی گوش می‌دادم تا دوست دخترم از مدرسه تعطیل بشه و تو راه خونه از مخابرات به خونمون زنگ بزنه. مکالممون نهایت 2-3 دقیقه بود!)

دوم و سوم دبیرستان- شادترین سال‌های زندگیم: فرزاد فرزین – مهدی مقدم – شهرام کاشانی (ایکاش بیشتر قدر این دو سال رو می‌دونستم. اگه تا آخر عمرم بگن دوست داری به کدوم سال برگردی، جواب من این دو ساله. خیلی لذت بخش بود. دیگه تکرار نمی‌شه اون روزا. حیف...)

پیش دانشگاهی- سخت‌ترین و مزخرف‌ترین سال زندگیم: فرهاد مهراد (واقعا چی بهم رسید از اون همه کلاس کنکور و سخت‌گیری الکی. روزی 6-7 ساعت تو کلاس‌های مزخرف به فاک دادم رفت)

ورود به دانشگاه همراه به تیپ رپی – آغاز جو گرفتگی: محسن نامجو – هیچکس – داریوش اقبالی (همه جور تیپی، همه جور مدل مویی، همه جور دختری، سال‌های نسبتا خوب!)

ترم سوم کاردانی –اولین دختری که بهش دل بستم: علی لهراسبی: (وقتی بعضی آهنگای  قدیمیشو گوش می‌دم احساس می‌کنم هنوز تو شبای سرد زمستون با پانی تو راه دریا هستم، ساحل سرد و خلوته و داریم مث سگ می‌لرزیم. تا برگردیم خونه هم ساعت از دو گذشته. این خاطرات رو با هیچی عوض نمی‌کنم.)


یه شب عجیب پاییزی، شروع یه زندگی جدید، وقتی اولین بار حسی شبیه عشق دردآور دوست‌داشتنی بهم منتقل شد، چیزای غیر قابل توضیح: سیاوش قمیشی – گری مور (الان وقتی بعضی از آهنگای سیاوش یا گری مور رو گوش می دم انگار قلبم از وسط شروع می‌کنه به سوراخ شدن. همینجوری این سوراخ بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه. انگار یه چیزی حمله می‌کنه به وجودم، به روحم. یه رایحه عجیبی می‌پیچه تو مغزم. یه چیزایی که اشکمو درمیاره...)

ابتدای سال 93. بازسازی خودم. وقتی کاملا تنها شدم. تنهایی خوب. وقتی همه آدمای مهم زندگیم رفتن و اونایی که موندن خودم ازشون خواستم که برن: رضا یزدانی – جیمز بلانت – لئونارد کوهن (هنوز تو این مرحله هستم. مرحله خوبیه!)

این‌شبا تو اتوبوس. تو راه رفت و برگشت دانشگاه: مرور تمام آهنگای دوست داشتنی. همه آهنگایی که برام خاطره هستن. از وقتی یادم میاد تا همین شبا.


-----------------------------------------------------------------------------

بچه‌هایی که تا حالا این بازی رو انجام دادن:

1-     دختری از بهار (سارا): به پیشنهاد سارا اسم این بازی رو می‌ذارم آهـنـــگـــرافـی :)

2-     تمام من همین است که می‌خوانید (فرانک)

        (Teenager)  تینیجر (مسیح)

        جز تو مرا امیدی نیست (ساناز)

<<      1      2      3      4      5      ...      34      >>