اون وقتا که جوون بودم وقتی یه میسکال رو گوشیم میفتاد یا یه شماره ناشناس بهم زنگ میزد هیجانزده میشدم، چون میدونستم اگه اشتباه نگرفته باشه مطمئنا یه دختر جدیده.
الان وقتی یه شماره ناشناس بهم زنگ میزنه استرس میگیرم، چون به احتمال زیاد یه پروژه یا یه کار یا کلا یه دردسر جدیده.
اینه که الان برخلاف گذشته اصلا گوشیمو دوست ندارم. نه زنگ، نه اسمس.
گوشی من، لطفا خاموش. هــــیــــــس...
اگه بهای چیزیو دادی، حالا هر چقدر تلخ و دشوار، حالا هر چقدر با خاطرات بد، هر چقدر دردناک، به این فکر کن کمترین چیزی که نصیبت شد یه تجربست.
بعضی یاد گرفتنا بهای سنگینی دارن. اگه بهاشو دادی، از تجربت به بهترین نحو استفاده کن.
پ.ن: Gary Moore از اولین خوانندههایی بود که عاشقش شدم. یکی از اصلیترین فانتزیهای من گری مور بودنه! این تیتری که گذاشتم مال آهنگ Empty Rooms هست. هر کی این آهنگو بشنوه و بیهوش نشه از ما نیست! :-)
پ.ن2: الان که فکر میکنم میبینم اصلیترین دلیلی که تاحالا هیچ آهنگی از گری مور برای دانلود نذاشتم شاید به خاطر حسودی بوده. نمیخواستم آهنگایی که باهاشون زندگی کردم و انقدر ازشون خاطره دارم رو با کسی قسمت کنم...
رفتم (ساکن طبقه وسط)، اولین ساخته شهاب حسینی رو دیدم. به جرات میگم یکی از بهترین فیلمهایی بود که تو چند سال اخیر دیدم. از معدود فیلمهایی که هم از ته دل منو خندود و هم انقدر تحت تاثیرم قرار داد که باعث شد واقعا اشکم دربیاد. اونم تو سینما. اتفاقی که تاحالا نیفتاده بود.
اگه فکر میکنین چون شهاب حسینی تو سی و هشت نقش متفاوت بازی کرده حتما فیلمیه با اپیزودهای جداگانه که هیچ ربطی به هم نداره و یه سری سکانسهای مختلف که پشت هم چیده شده، کاملا دراشتباهین. کوچکترین دیالوگها و تصویرها ارتباط مستقیمی با اصل داستان داره و مفاهیم گسترده فلسفی توش پنهونه که اگه از دستتون در بره اصلا متوجه موضوع نمیشین.
پایان بندیش هم عالی بود. جایی که خودکشی میکنه و و با لباس بوداییها میره ساکن طبقه بالایی رو اونجوری که تو ذهنش تصور کرده بود رو میبینه. و بعد سکانس آخرش که فوق العاده بود. خورشید پشت یک کوه غروب میکنه و همزمان همه جا روشن میشه. به صورت کاملا روشنی مفهوم تناسخ رو میرسونه. چیزی که من تاحالا تو فیلمهای ایرانی ندیده بودم. خیلی فیلم جسورانهای بود.
یه پیشنهاد بدم که اگه میخواین برین این فیلمو ببینین حتما وقت بذارین و دو سانس پشت هم ببینین چون از اون فیلماییه که انقدر ریزه کاری داره که با یه بار دیدن متوجهش نمیشین. منکه هر وقت سیدیش بیاد بیرون میخرمش که بازم بببینم.
اینم بگم اگه از کسی شنیدین که (ساکن طبقه وسط) فیلم بیخودیه بدونین طرف ازین فارسی1 و جم فمیلی ببینهاست که اصلا از فیلمهای مفهومی چیزی سرش نمیشه! توجه نکنین به حرفش! مطمئنم ازون فیلماییه که تو جشنواره های خارجی کلی جایزه میبره.
کلا اتفاق خوبیه که بعضی بازیگرا فیلم میسازن. (برف روی کاجها) که اولین فیلم پیمان معادی بود هم عالی بود. اگه اونم ندیدین پیشنهاد میکنم ببینین. (چیزهایی هست که نمیدانی) تنها فیلم فردین صاحبزمانی هم که جزو پیشنهادات ثابت من تو بخش فیلمهای ایرانی هست.
پ.ن: کلا یه آهنگ از Sam Smith گوش دادم. I’m Not the Only One. چقدر قشنگه این لعنتی.
من عاشق کسی میشم که ته ته آرزوم گرفتن دستاش باشه نه خوابیدن باهاش. خودآزاری عجیبیه، ولی سبک زندگی منه. به همین هم راضیم. پای حرفم هم ایستادم
2: اینم همخونهای جدیدم تو گیلان! وقتی صب بیدار شدم میخواستم برم دانشگاه از اون بالا باهام خداحافظی کرد. خوب نمیتونست حرف بزنه میگفت خداپز! عکس
3 : پی دی اف شماره 62 ماهنامه منتشر شد. کلی زنگ و اساماس تبریک و تمجید از اینور اونور! امروز دختره از دو تا شهر اونورتر اومده بود منو ببینه باهام صحبت کنه!! الان انقدر جو بهم وارد شده احساس میکنم سردبیر روزنامه لوموند هستم! :))
4 :James Blunt از خوانندههای باکلاس مورد علاقمه. No Tears رو قبلا نشنیده بودم. الان روح منو کاملا خورده. ازون آهنگای فوق العاده قویه که نمیتونم جلوش مقاومت کنم. موقع گوش دادن بهش باید حتما چشامو ببندم. یه سری تصویر میاد جلو چشام. تصاویر فوق العاده دلچسب. نمیتونم توصیفش کنم. نمیخوام همه بفهمن چی تو سرمه.
5:
کمرنگم، ولی هستم. اونم از نوع خوبش