جملات مغرضانه ی یک عدد دیازپام

که اِهِن و تِلِپ اضافی دارد

جملات مغرضانه ی یک عدد دیازپام

که اِهِن و تِلِپ اضافی دارد

بازخوانی یک پرونده (4)

چه زندگی ملالت باری. نه سرگرمی ای، نه تفریحی، نه کاری. الان اینهمه ساله اینجا نشستم الکی من خدارو نگاه می کنم خدا منو. اینم از غذامون. صبح انگور، شب انار، صبح انگور، شب انار. اسهال گرفتم به خدا...


{اسرافیل در حال نوشتن خاطرات روزانه}

به سلامت/ی

دو گروه از آدما سلامتی خودشونو به خاطر سلامتی دیگران به خطر می ندازن:

1- دکترها            2- مشروب خورها


خیلی زحمت می کشن بنده خداها. یه تشکر ویژه از هر دو گروه.




؟

مهلت این پست تمام شده است و حذف گشته است!

ناراحتم

نمی دانم چرا همیشه از "عدالت"، فقط "آلت" آخرش به من می رسد...

حتما یادتون میاد

یه وقت هایی بود که اگه هزاری می دادیم به نونوا کلی داد و بیداد که پول خورد بدین. الان اگه تراول هم بدیم به نونوا مشکلی پیش نمیاد.


من باب نون 250 تومنی گفتم.

ستمه والله

از این لجم می گیره که مثلا یه مطلبم 100تا لایک هم نمی گیره اونوقت یه سری بی تربیت همون مطلب رو بدون ذکر منبع و با اسم خودشون کپی می کنن و مطلب کلی خاطر خواه پیدا می کنه. یعنی کسایی که باید خاطرخواه من می شدن رفتن خاطرخواه اونا شدن. فرو بره این زندگی.


پ.ن: من مطمئنم اگه تو بهشت اینترنت وجود داشته باشه قطعا خدا یه سیستمی روش راه می ندازه که هیچ مطلبی رو بدون ذکر منبع نشه کپی کرد. بعله. اونجا قطعا مومنا رو سفیدن و دزدا کون سیاه.

ما بچه بودیم از این خبرا نبود!

فکر کن اگه دو تا گودری با هم ازدواج کنن چقدر خوش به حال بچشون میشه.

چون می تونه هر چقدر دلش بخواد پای پلی استیشن یا کامپیوتر بشینه. مثلا کی می خواد بهش بگه انقدر پای کامپیوتر نشین؟ مامانش یا باباش؟!

مهندس

در واقع "مهندس" به کسی میگن که تو کاری تخصص داره و کاری رو به خوبی انجام می ده. همین کلمه ی "مهندس" با حفظ سِمت به کسایی که تو یه کاری گند میزنه هم گفته میشه. بعد در جای دیگه ممکنه "مهندس" در قالب یک اسم اشاره به کسی که اسمشو نمی دونیم هم استفاده بشه. همچنین اگه همین کلمه ی "مهندس" خوب ادا شه می تونه در حکم فحش هم باشه.

همین دیگه. خواستم بگم خوبه طی مراسمی از کلمه ی "مهندس" تجلیل و قدردانی کنیم. خیلی زحمت میکشه خب.

تحمل یه انتقاد ساده هم نداشت

تو کُل ِ دربار ِ خدا فقط یکی بود که قدرت تفکر و اختیار داشت که اونم از سرزمینش رونده شد.

اون بالایی ها که اینجورین، واقعا دیگه چه انتظاری از این پایینی ها دارین؟!



ایده ده

تو حضورت حادثست...

تو در خیالم هستی. خیالم هم تخت است.


پس نتیجه می گیریم تو در تختم هم هستی!!

بازخوانی یک پرونده (2)

عه عه عه. پدَسَگ می بینه دست و بالم تنگه الکی بهونه می گیره. می گه اتاق خواب جدا می خوام. پیش راسو نمی خوابم. به درک که نیومدی...


{نوح در حال درد و دل با کوآلا}

esalatat ra hefz kon

طرف میاد به زبون فینگلیش در مورد حمایت از خلیج فارس می نویسه، بعد انتظار داره ملت بیان بخونن و عِرق وطن پرستیشون بزنه بالا و شاش بند بشن.


پ.ن: اون شب پدر و مادرش به خاطر لحظه ای خوش گذرونی ظلم کردن به بشریت. به خدا ظلم کردن.


تبلور یک ذهن مازوخیست

فانتیزیه سر سفره عقد

- عروس خانم وکیلم؟

- عروس رفته گل بچینه.

- وکیلم؟

- عروس رفته گلاب بیاره.

- برای بار سوم می پرسم، وکیلم؟

- عروس رفته دستاشو بشوره!

- برای آخرین بار، وکیلم؟

- عروس رفته خونه ی باباش!

- عروس خانم، پس با این حساب بنده "وکیرم"؟!

-  بعله!

بیست سال بعد در کلاس درس

به نام خدا

موضوع انشا : تعطیلات عید خود را چگونه گذراندید.

با گودر

تمام.