آنهایی که (نان به نرخ روز خور) هستند، مطمئنا مشکلی نخواهند داشت!
این پست بنا به یک سری دلایل شخصی حذف شد.
پ.ن: فکر می کنم جدیدا مد شده هر کسی یه پست حذف شد تو وبلاگش میزاره! نماد باکلاسیه گمونم!
- به نظر شما راز ماندگاری عاشورا و امام حسین چیه؟
- پلوی امام حسین!
پ.ن: خورش - آش - نون خشک خرما!
اصلا امام حسینو با پلوش میشناسن.
میزبان به مهمان: حالا باشین دور همی یه نون و پنیری با هم می خوریم.
مهمان به میزبان: نه دیگه اگه بخواین تجملاتی بگیرین ناراحت میشیم!
دسته بندی در مطالب خیلی لوس و بیمزه!! عوووووق!
خواهرزاده ی دو سالم میاد تو چشام نگاه می کنه میگه (دخترا عروسکن/پسرا زشتکن!)
پ.ن: هر چقدر هم بهش می گم (عروسک) و (زشت) قافیه نمیشه مگه به خرجش میره!
کل سال تو فکر این چند هزار تومنی که پارسال تو جیب کافشنم گذاشته بودم که سال دیگه وقتی لباسای زمستونیمو در میارم یهو پیدا کنم و خوشحال شم(!) بودم!
پ.ن: حتی چند بار هم که به پیسی خوردم می خواستم برم پولو از توش بگیرم!
لحظه را دریاب قبل از اینکه "آخرین بار" فرا برسد...
آقا دیروز یه کفش خریدم. کلی هم پولشو دادم. امروز هر کی پام میبینه میگه این کفش ورزشی هارو چقدر گرفتی؟! بابا والله بلّا کفش ورزشی نیت! بعضی ها چقدر بی بصیرتن واقعا!
همه جای دنیا آسمان یکرنگه ...
بجز تهران...
از فرط آلودگی سیاه است کلا!
پ.ن:قبلا اینو گذاشته بودم تو وبلاگ ولی الان دوباره می طلبید.
ورزش خیلی خوبه. من ورزش را دوست می دارم. ورزش برای سلامتی جسم و جان مفید است. ولی متاسفانه با این همه اطلاعات در مورد ورزش زیاد اهلش نیستم. پر واضحه که دلیل اصلیش گشادی مفرطه. ولی خب، نت هم بی تقصیر نیست.
جدیدا دوست دارم شبا برم بدوم ولی حتما باید یه پایه پیدا بشه. تنهایی اصلا نمی چسبه به آدم. باید یه رفیق فاب همراه آدم باشه که آدم انرژی بگیره. البته یکی بسه. بیشتر باشن نمیشه. چند سال پیش همچین جمعی داشتیم. چهار نفری می رفتیم مثلا بدویم. شب اول فقط دویدیم. شب دوم تقریبا راه رفتیم. شب سوم کلا داشتیم تخمه می شکستیم. شب چهارم یه نخ سیگار هم به برناممون اضافه کردیم و در خلال سیگار و تخمه، سنگ می گرفتیم گربه ها رو دنبال می کردیم! به جان خودم نشونه گیریمون انقدر خوب شده بود! گربه از دستمون در نمی رفت!
هیچی دیگه. برناممون تا همینجا رسید تعطیل کردیم دویدن شبانمونو.
ولی الان احساس می کنم باید شبا بدوم. ولی لامصب هیچکدوم از بچه ها پایه نیستن. همه یا معتادن یا گشاد. هیچکدومشون مثل من در پی سلامت روح و روان نیستن که. از این مورد گذشته انگیزه ی اصلی من برای دویدن لباس ورزشیمه که واسه تولدم هدیه گرفتم که خیلی بهم میاد. خداییش خوش تیپ میشم! چند نفر بهم گفتن. ولی متاسفانه تا حالا ازش استفاده نکردم. حالا فقط می خوام یکی پیدا شه باهاش برم دو.
اگه از خوانندگان این وبلاگ کسی هست که بچه ی ساری باشه و خونش طرفای امیر باشه و اهل دویدن شبانه هست کامنت بزاره با هم بریم بدویم. خدا رو چه دیدی. شاید یه رفیق فاب از تو نت پیدا کردیم!
نمی دونم چقدر در مورد موسسه ی ویکی لیکس اطلاعات دارین ولی پیشنهاد می دم حتما اسناد منتشر شده این موسسه در مورد ایران رو بخونین. از اینجا
هم اکنون یک مگس هی رو سرم میشینه و هر چقدر پرش می دم میره یه دور میزنه باز میاد روی سرم میشینه.
یعنی انقدر آدم گهی بودم و خبر نداشتم!
موقع قدم زدن دو نفره تو خیابون، بازوهامون بخوره به هم بعد یکهو دور شم که آره مثلا اتفاقی بود!