یکی از مفیدترین لوازم تو خونه تخت هست چون مطمئنی هر چیزی که گم شد زیر اون میتونی پیداش کنی. حتی چیزهایی که تو خیابون هم گم بشه زیر تخت میشه پیداش کرد.
اگه چیز گم شده ای دارین که زیر تخت نتونستین پیداش کنین، به خاطر اینه که خوب نگشتین.
اگه انقد که واسه رویت هلال ماه هزینه کردن و نیرو گذاشتن واسه علم ِ نجوم خرج میکردن الان حداقل 3-4 تا کهکشان و 7-8 تا ستاره جدید کشف می کردن. والله به خدا.
پ.ن: عزیزم، اونورو نیگاه کن، یه خورده دیگه اونورتر، آها. خوبه. همینجوری وایسا ازت عکس بگیرم. بیفرما، هلال ماه هم رویت شد :)
هنوز دانشمندا و فلاسفه نتونستن به این سوال که محرم ترین چیزی که آدم باهاش سر و کار داره، سنگ توالته یا بالش آدم جواب دقیق بدن.
به نظر من که بالش آدم نزدیک ترین چیز به آدمه. اگه بخوای یواشکی با کسی بخوابی، این بالشتته که میتونه تموم بوسه هاتو بشمره، این بالشتته که هر وقت خسته ای تکیه گاهت میشه، فقط بالشته که شبا گریه هاتو میبینه...
همین الان به نشونه سپاس از این موجود عزیز هر کی بالشتشو ببوسه!
حالا سنگ توالت مثل این پتیاره های بدکاره که فقط مشغول می خوارگی هستن، یه جا نشسته از اون پایین نگات میکنه میخنده. نمیخوام حالا تمام زحماتشو زیر سوال ببرم ولی انصاف نیست بشه محترم ترین چیز آدم.
بیرون بودم خواهرزاده 6 سالم زنگ میزنه میگه دایی جون داری میای واسه خواهرزاده زشتت یه بستنی میخری؟!
یعنی پلتیکو حال میکنین جان من؟ قلب آدم رو به درد میاره!
کی میتونه در مقابل این درخواست مقاومت کنه؟! اگه آدم یزید هم باشه علاوه بر اینکه بستنی می خره، یک دلستر هم ضمیمه میکنه!
این بچه های ابتدایی چیجوری از رو زبون یه نفر میفهمن طرف روزه داره یا نه؟!
پ.ن: کودکی ام آنچنان گذشت که گویا هرگز کودک نبوده ام...
خدایا تو که هم میتونی معجزه کنی هم کلی کار از دستت برمیاد بیا یه جوری به بعضیا بفهمون روزه گرفتن فقط به غذا خوردن نیست و به آدم بودنه، وگرنه شتر از همه ی ما مسلمون تره که.
اونایی که اونموقع ها وقتی تازه کامپیوتر خریدن به کلید (کنترل) رو کیبورد میگفتن (کِترا) دستاشون بالا!
و ایضا اونایی که به گزینه (آپشن) تو بازیها میگفتن (آپتیون)!
تصمیم گرفتم از شنبه همین هفته آینده، ساعت 7 صبح بیدار شم، با جدیت به بیکاریم ادامه بدم
زندگی از اون چیزاییه که تموم مدت باید بگردی و به جواباش سوال بدی
شاید اینطور راحت تر بتونی نفس بکشی
ایده:خورخه
بعضی وقتها دوست دارم یه جایی وجود داشت به نام گریهخونه. میرفتی توش. حتی ورودی هم میدادی، بعد جلوی بقیه، بدون خجالت، میزدی زیر گریه. هرچقدر که دلت میخواست. بابت هرچیزی که دوست داشتی.
همینکه فکر کنی یک نفر گریتو میبینه و تورو میفهمه، آروم میشی.
پ.ن: آدما به طور فزاینده ای دارن عقلشونو از دست میدن. منم یکیشون.
ما با این زندگیمون شدیم اشرف مخلوقات، فکر کن زندگی بقیه مخلوقات چقدر تخمیه دیگه
برو خدا رو شکر کن