جملات مغرضانه ی یک عدد دیازپام

که اِهِن و تِلِپ اضافی دارد

جملات مغرضانه ی یک عدد دیازپام

که اِهِن و تِلِپ اضافی دارد

"این حرکت باید به یک نهضت تبدیل شود"

اگه فقط یه بار دیگه، یه جایی، خواستم کیوی پوست بکنم بخورم، یکی برگرده بهم بگه (کیوی رو پوست میکنی؟!) به خدای احد و واحد قسم همون کیوی رو میکنم تو کونش. هیچ توجهی هم به خواهش و التماس هاش نمیکنم.

سن و سال هم ملاک نیست.


پ.ن:تقاضای من از دوستان هم اینه که به حقوق مدنی افراد احترام بزارید، وگرنه ممکنه کیوی بره تو کونتون

هـیــش

اگه نمیخوای راست بگی، حداقل دروغ نگو

این به نفع هردومونه

فرازی از وصیت نامه دیازپام

زکات زیبایی، سکس بی منت است.

فقط یه حرف ساده و مسخره

به نظرم هر کسی باید تو زندگیش یه بار شکست عشقی بخوره. از این واقعی ها. نیاز زندگیه. حداقلش اینکه باعث میشه از بعضی آهنگها لذت کافی رو ببره. ارزشش رو داره.



عَکَدمی گوگوش (3)

مطمئنم یه پلتیکی زدن که امیر حذف شده.

این چهارشنبه برخلاف تمام قسمت های دیگه همون اول برنامه -حدود بیست دقیقه پیش از اولین اجرا- شماره بچه ها رو اعلام کردن. احتمالا این کار رو کردن که ببینن کیا به قیاقه طرف رای میدن کیا به اجرای بچه ها. بعد احتمالا رای هایی که پیش از اجرا داده شده رو باطل کردن. 

فکر میکنم طرفدارای امیر تا شماره رو دیدن جوگیر شدن همشون رای دادن که خب احتمالا رای هاشون باطل شد.

همینطور بود دوستان. وگرنه امکان نداشت این بابا حذف شه.


استفتاء کردم، نظر آقای پوآقو هم به نظر من نزدیک است.

لامصب هوش و ذکاوت همینجوری داره از تک تک سوراخ های بدنم میزنه بیرون.

اگه گفتین منظورم کیه؟!

وقتی اومد گفتن رجایی دوم اومد، حالا که داره میره میگن بنی صدر دوم داره میره

ما که کاری نداریم، تکلیفشونو با خودشون روشن کنن لااقل


عطف به این

عَکَدمی گوگوش (2)

الان امیر از بشار اسد هم بدتر شده. مگه کنار میره حالا

انی‌وی، تنها امیدم اینه تو فینال، همه مخالفا رو رقیب امیر ائتلاف کنن، خداییش دیگه انصاف نیست این بچه قهرمان این دوره بشه.


پ.ن: نامزد اصلی من که رفت کنار! باید بگردم دنبال یه کاندیدای اصلح دیگه


عَکَدمی گوگوش

لرها با همبستگی ببین چه کارها که نکردن.

می ترسم جوگیر بشن فردا پس فردا اعلام استقلال کنن بخوان ایران رو تجزیه کنن.

باور کنین احساس خطر می کنم. به خدا اصلا حال و حوصله جنگ داخلی رو ندارم.


پ.ن: بقیه بچه ها همچین آدرین رو ماچ و بوسه می کردن که انگار می خواست به کربلای معلی مشرف بشه.

خیلی دلگیرم :(

مرد باید غمهاشو بندازه رو دوشش ... بره دنبال سرنوش...



پ.ن: آمادگی مذاکره با مسعود کیمیایی رو دارم که برای این دیالوگ یه فیلم بسازه.

مامان، بابا، من مقصرم

بی‌شرف انقدر سخت گرفت همه بچه‌ها افتادن.


[رایج‌ترین دروغ هنگام مشخص شدن نمره‌های پایان ترم]

امنیت شغلی بیداد میکنه

هر روزی که زودتر از حد معمول میرم خونه، اولین سوالی که مادرم ازم می پرسه: (از کار اخراجت کردن؟!)


هر دفعه میخندم میگم (نه هنوز) میگه (پس چرا انقدر زود اومدی!)

اسباب خودبینی

اینایی که عکس خودشونو میزارن رو اسکرین سیور و بکراند گوشیشون چطوریاس قضیش؟ دلشون واسه خودشون تنگ میشه حقیقتا؟


شاید هم به زبون بی زبونی میخوان بگن الان نبین زشتم، عکسمو ببین، بعضی وقتها انقدر خوشگل هم میشم.

هدف؟ وسیله؟ توجیه؟

بعضیا از جاروکشی شروع میکنن، پیشرفت میکنن و به جاهای بالا میرسن، بعضی ها هم از جاکشی

چرخ دنده ها

زندگی مشترک مثل چرخدنده میمونه. دو طرف قضیه دو تا چرخدندن. باید با نظم بچرخن. اگه لبه هاشون به هم نسازه، اونوقت یا گیر میکنه به هم و منفجر میشن، یا اونقدر به هم میخورن تا تمام لبه هاشون ساییده بشه. اونوقت میشن دو تا چرخده ی بدون دنده.


اینا در اهمیت یافتن شخص مناسب واسه ازدواج گفتم.