آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1 بهمن 1390
من که میدونم الان کیا داره کجاشون می سوزه

مگه چند بار تو زندگی آدم اتفاق میفته که به ایرانی بودن خودش افتخار کنه؟

تشکر میکنم از اصغر فرهادی عزیز.

25 دی 1390
زندان خانه

نمی دونم بخاطر اینکه سلحشور به خانه سینما گفت (فاحشه خانه) دولت خانه سینما رو تعطیل کرد یا بخاطر چیز دیگه ای بود.

البته بعد از این موضوع مرادی،رئیس سازمان هدفمندسازی یارانه ها در صحن علنی مجلس به مجلس گفت (حیوان خانه) که البته دولت هنوز نتونسته مجلس رو تعطیل کنه.

به نظرم این دولت با خانه خیلی ارتباط مستحکمی داره. اصلا فکر کنم بخاطر همینه که احمدی نژاد انقدر رو (مسکن مهر) مانور میده.

23 دی 1390
کره شمالی گهی

کیم جونگ اون همین که به قدرت رسید کارای تبلیغیشو شروع کرد. مثلا اینکه قراره بخاطر یکصدمین سالگرد تولد کیم ایل سونگ (پدربزرگش) و هفتادمین سالگرد تولد پدر منحوسش (کیم جونگ ایل) -به قول خودش- صدها زندانی سیاسی رو آزاد کنه.

بعید میدونم این کار ایده خودش باشه ولی برام جالبه که  کسایی از بزرگان کره شمالی هستن که هنوز به فکر ارتقاء جایگاه کره شمالی در اذهان عمومی جهان هستند.

کره شمالی که می دونین وضعیتش چطوره. آدم بعضی وقتها واقعا دوست داره خدا و بهشت و جهنم وجود داشته باشه.

تازه کصخلا رو نیگا، بجای اینکه فامیلیاشون یکی باشه اسماشون یکیه.

22 دی 1390
بای دانشگاه آزاد

درست وقتی که کفگیر دولت و حکومت به ته دیگ خورده بود، دستیابی به "گنج مولدی" مانند دانشگاه آزاد حتما خیلی لذت بخش خواهد بود.

شاید همین دانشگاه آزاد باعث آشتی موقت دولت و حکومت بشود. 

گمان می کنم تا چند سال آینده وضعیت دانشگاه آزاد به همین منوال پیش برود و بعد از چند سال کم کم روند سقوطی دانشگاه آزاد آشکار شود.

در هر صورت اکنون دولت و حکومت سرمست از تصاحب دانشگاه آزاد مشغول خرجهای بیهوده خواهند شد.

خدا بخیر کند عاقبت ما را با این دولت نااهل.

4 آذر 1390
به این می‌گن عاشق

عشق یعنی وقتی گودر فنا شد تو هم باهاش فنا بشی. حالا فکر نکنین تموم دغدغم تو زندگی گودر بوده و حالا که نیست افسردگی گرفتم و هرپنجشنبه خرما خیرات می‌کنم و از این حرفا. اون اواخر هم رابطم با اون خدابیامرزی همچین تیره و تار شده بود. وقت نمی‌شد زیاد بهش سر بزنم.

حالا هم که این وبلاگ مونده با حدود 1000 تا خواننده گودری و 40-50 تا بازدید کننده روزانه. حیفه رو زمین بمونه. بنابراین طی یک عملیات انقلابی-انتحاری-انفجاری تصمیم گرفتم یک سری نویسنده بگیرم واسه این وبلاگ. خودمم برم جزو جرگه پیرمردا عصا دستم بگیرم یه گوشه بشینم کار جوونا رو ببینم لبخند بزنم.

اونایی که مایلن تو هر زمینه‌ای مینیمال بنویسن مشخصات مستعار خودشونو با اگه قبلا جایی می‌نوشتن آدرس اون وبلاگو به ایمیل diazepam_68@yahoo.com بفرستن. اینم بگم که من حتما پارتی بازی خواهم کرد فردا کسی نیاد مدعی بشه چرا فلانی شد من نشدم. تعارف که نداریم.

خب همین دیگه. بعدِ من با هم خوب باشین، همدیگه رو اذیت نکنین، به هم کوصیشر نگین، غذای بقیه رو نخورین، همدیگه رو انگشت نکنین، با شخصیت و مودب باشین.

خب حالا که رفتم تو فاز نصیحت و وصیت همتون پاشین برین یه چوب بیارین! د ِ بجنبین دیگه شب شد دیره. د ِ بچه اون چیه ورداشتی اوردی اونو که فرامرز خودنگار هم نمی‌تونه بشکونه. می‌گم برو چوب نازک بیار من بتونم بشکونه رفته واسم کنده درخت اورده. آها حالا شد. خب حالا بدین چوباتونو بشکونم! نه بابا اُسکولتون نکردم، بیکارم مگه. کار دارم. دیدین چه راحت شکوندم. حال کردین چقدر زور دارم؟!

خب حالا پاشین همتون برین یه چوب دیگه بیارین. غر غر نکنین دیگه پاشین برین آخراشه.

خب می‌بینم که همتون رفتین از لج چوب کلفت اوردین! حالا هر کی چوب خودشو فرو کنه تو ماتحتش! اینو دارم واسه این می‌گم که یاد بگیرین هر کی مسئول کار خودشه!

خب همین دیگه پاشین برین. فقط با اون چوب توی ماتحت نرین خیابون که ملت می‌خندن بهتون!

همین دیگه عرایضم تموم شد. دلم براتون تنگ می‌شه...

6 آبان 1390
هیچ، خالی، پوچ...

الان که گودر داره فنا میشه دیگه هیچی برام مهم نیست.

لایک بگیرم، نگیرم، خونده بشم، نشم.

حس و حال کریس آنجل رو دارم وقتی که میبینه از تلویزیون داره برنامه ی رازهای شعبده باز رو نشون میده.

یعنی اینجور.


پ.ن: یه حسی بهم میگه دلیل اصلی نازل شدن این بلا دعا یا نفرین پدر مادرامونه. از بس شب تا صبح پای کامپیوتر بودیم.

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>